پارت بیست :


چند ثانیه فقط بهش نگاه کردم.به مردی که روبه‌روم نشسته بود اما انگار چند کیلومتر از من فاصله داشت.

گلوم خشک شده بود.دلم نمی‌خواست این همه غم رو توی صورت یه آدم ببینم.

آروم گفتم:

_شاید... شاید دکترا اشتباه کنن.
هیچ واکنشی نشون نداد.

ادامه دادم:

_توی بیمارستان کم پیش نیومده بیمارایی که همه ازشون قطع امید کرده بودن، یه روز برخلاف انتظار همه برگشتن.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت برزین در رمان خفته در راز برزین
تصویر شخصیت ترنم در رمان خفته در راز ترنم
تصویر شخصیت بلوط در رمان خفته در راز بلوط
آخرین نظرات ارسال شده
  • محرابی

    0

    ممنون عزیزم زیبا بود.

    ۳ ماه پیش
  • زهرا خزائی | نویسنده رمان

    لطف داری

    ۳ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️